فیلم و سریال

بررسی فیلم طلاخون

فیلم طلاخون به کارگردانی ابراهیم شیبانی با انتخاب زاویه روایی منحصربه‌فرد از منظر خانواده قاتل، تجربه‌ای متفاوت در سینمای جنایی ایران خلق می‌کند. این اثر با پرهیز از خشونت تصویری و تمرکز بر ابعاد روانشناختی و اجتماعی جنایت، نشان می‌دهد که هیچ انسانی به ذات قاتل به دنیا نمی‌آید و عوامل پیچیده‌ای می‌توانند یک زن خانه‌دار معمولی را به قاتل زنجیره‌ای تبدیل کنند.

سینمای ایران در سال‌های اخیر شاهد رویکردهای تازه‌ای در پرداخت به مسائل اجتماعی و جنایی بوده است. فیلم طلاخون به کارگردانی ابراهیم شیبانی و با بازی شهاب حسینی، بهار قاسمی، ترنم کرمانیان و حسام منظور در سال 1399 به عنوان یکی از این آثار متفاوت جلوه می‌کند. این فیلم برداشتی آزاد از زندگی مهین قدیری، نخستین قاتل زنجیره‌ای زن ایران است که به جرم قتل چندین زن در سال 1389 اعدام شد.

آنچه طلاخون را از دیگر آثار جنایی متمایز می‌کند، زاویه روایی منحصربه‌فرد آن است. این فیلم نه از دریچه قربانیان و نه از منظر پلیس و دستگاه قضایی، بلکه از زاویه خانواده قاتل به موضوع می‌پردازد؛ جایگاهی که کمتر در سینما به آن پرداخته شده است.

سابقه کارگردان و انتخاب ژانر

ابراهیم شیبانی از همان نخستین ساخته‌های خود در سینما که با فیلم زهر عسل آغاز شد، علاقه ویژه‌ای به فضای معمایی و جنایی نشان داده است. او رفته رفته در سینما و تلویزیون نیز همین خط مشی را برای آثارش انتخاب کرده و توانسته است جایگاه خود را در این ژانر تثبیت کند. طلاخون نشان می‌دهد که این فیلمساز جوان قصد دارد با رویکردی متفاوت به موضوعات جنایی بپردازد و از کلیشه‌های رایج فاصله بگیرد.

زاویه روایی متفاوت: سومین چشم‌انداز

یکی از مهم‌ترین نوآوری‌های طلاخون در انتخاب زاویه روایی آن نهفته است. همواره سینما و ادبیات در مقام قاضی و محاکمه‌کننده در جایی نشسته‌اند که بتوانند قاتل و مجرم را به سخت‌ترین شکل به سزای اعمالش برسانند. دوربین سینما معمولاً یا سمت خانواده مقتول ایستاده است یا گاهی هم سمت قاتل. اما شیبانی در طلاخون با استفاده از روایت سوم سعی کرده است از بخشی از این پازل هولناک صحبت کند که کمتر راجع به آن صحبت شده است: خانواده قاتل.

این انتخاب به فیلم اجازه می‌دهد تا پرسش‌های اخلاقی پیچیده‌ای را مطرح کند. آیا می‌توان با دستگیری زنی مظلوم و تنها همذات‌پنداری کرد؟ آیا می‌توان این میزان از خشونت را به او نسبت داد؟ چه اتفاقی برای فرزندان یک قاتل رخ می‌دهد؟

شخصیت ناهید: تضاد میان ظاهر و باطن

ناهید، شخصیت اصلی فیلم، زنی خانه‌دار و صاحب دو فرزند است که زندگی کاملاً معمولی و عادی او فرسنگ‌ها با نفس رفتارهای او برای به قتل رساندن چندین زن فاصله دارد. به هیچ عنوان نمی‌توان از روی ظاهر و سبک زندگی او به این موضوع دست پیدا کرد. کارگردان دقیقاً روی همین نکته دست گذاشته است: اینکه گاهی انجام دادن یک فعل وحشتناک وقتی از روی غریزه و یا گاه از روی ناخودآگاهی باشد، چندان هم از دور غیرقابل باور نیست.

ناهید شخصیتی دوست‌داشتنی و مادری فداکار است که هجوم تنهایی و سختی‌های زندگی او را وادار به انجام چنین کارهایی کرده است. یکی از سکانس‌های قابل تأمل فیلم زمانی است که او به راحتی در حالی که برای دختر معلولش آواز کودکانه می‌خواند، ماشینش را می‌شورد – احتمالاً از آثار احتمالی قتل‌هایی که کرده است. آنچنان آرام و بدون اضطراب چنین کاری می‌کند که مخاطب حیرت‌زده می‌شود.

پرهیز از خشونت تصویری

یکی از انتخاب‌های هوشمندانه فیلمساز، پرهیز از هرگونه خونریزی و خشونت تصویری است. شیبانی فارغ از جنبه‌های تلخ قتل و کشتار تعدادی از افراد، به این موضوع می‌پردازد که چرا و چگونه امکان چنین اتفاقی برای یک زن خانه‌دار معمولی که احتمالاً نباید دنیای خیلی پیچیده‌ای داشته باشد، رخ می‌دهد. این رویکرد به فیلم اجازه می‌دهد تا بر ابعاد روانشناختی و اجتماعی موضوع تمرکز کند.

ساختار روایی: قوت‌ها و ضعف‌ها

فیلم از نظر ساختاری با چالش‌هایی روبه‌روست. از یک سو، مقدمه طولانی برای معرفی زندگی ناهید دارد و از مولفه‌های تصویری – از جمله تابلو آموزش رانندگی روی سقف ماشین ناهید تا رفتارهای اگزجره محمود بعد از استعمال مواد مخدر – استفاده می‌کند تا اتمسفر این زندگی را به تصویر بکشد.

نیمه اول فیلم به خوبی پیش می‌رود و نقاط عطف کارکرد خودشان را نشان می‌دهند؛ اما از یک نقطه به بعد وقتی وارد نیمه دوم می‌شویم، ناگهان ساختار ناپدید می‌شود و فیلم تبدیل به روایت‌های بهم ریخته می‌شود. بخشی از دلیل این اتفاق واقعی بودن روایت است اما بخش دیگری به خاطر عدم ساختاربندی داستان توسط نویسنده است.

مسئله تعلیق و ژانر جنایی

یکی از انتقادهای وارد بر فیلم، عدم رعایت تعلیق به عنوان عنصر اصلی ژانر جنایی است. ژانر جنایی به خودی خود یک ژانر پر تعلیق و معما است که همین دو عنصر این ژانر را محبوب کرده‌اند. اما در فیلمنامه طلاخون سکانس‌های تعلیق‌آمیز کمتر دیده می‌شوند. این در حالی است که فیلم‌هایی مانند عنکبوت توانسته بودند در دل روایت واقعی و تلخ خود عنصر تعلیق را جا دهند.

لایه‌های اجتماعی و روانشناختی

فیلم حتی گاه به نتیجه‌گیری‌های شخصی در شکل‌گیری شخصیت‌ها می‌انجامد. در جایی نشان می‌دهد که مادر ناهید به واسطه آنکه با دخترش تفاوت عقیده دارد، به او سخت گرفته است. در واقع عامل سنت را به مثابه سدی برای رسیدن ناهید به مادرش و تکیه دادن به او معرفی می‌کند. در نهایت هم دختر کوچک و خردسال ناهید یعنی حنانه وقتی متوجه می‌شود که مادرش چه جنایت‌هایی انجام داده است، به دامان مادربزرگ پناه می‌برد.

آشنایی‌زدایی از چهره پلیس

فیلم یک آشنایی‌زدایی از چهره پلیس هم انجام می‌دهد و شهاب حسینی را در مقام پلیسی نشان می‌دهد که فارغ از جنبه‌های شغلی هیچ‌گونه سوگیری شخصی نسبت به پرونده ندارد. او رفتارهای ناهید را به پای دخترانش نمی‌نویسد و برای دو دختر تنهای او دلسوزی می‌کند. این نگاه انسانی به شخصیت پلیس، فضایی متفاوت از کلیشه‌های معمول ایجاد می‌کند.

عملکرد درخشان بازیگران

نکته مثبت بی‌چون‌وچرای فیلم، بازی بازیگران آن است. انتخاب بهار قاسمی برای بازی در نقش ناهید و استفاده از ظرفیت بازیگری او از هوشمندی‌های شیبانی است. قاسمی توانسته است تصویر یک قاتل آرام و مادری دلسوز، عاشق و مهربان را به تصویر بکشد – شخصیتی که در عین حال مرتکب وحشتناک‌ترین جنایات شده است.

شهاب حسینی نیز در نقش یک پلیس به خوبی از پس نقش برآمده و توانسته شخصیتی باورپذیر و تأثیرگذار بازی کند. انتخاب ترنم کرمانیان در نقش حنانه نیز به خوبی توانسته است لایه‌های پیچیده چنین شخصیتی را به تصویر بکشد. هرچند در سکانس رودررویی دختر خردسال با مادرش جملات و حرف‌هایی را می‌شنویم که از زبان یک کودک خردسال سنگین‌تر است، اما بازی کرمانیان به خوبی توانست ابعاد پیچیده این شخصیت را به نمایش بگذارد.

talakhoon-pic

چالش شخصیت محمود

کاراکتر محمود با بازی حسام منظور یکی از نکات منفی فیلم است – البته نه به معنای بازی بد منظور. منظور باورپذیر و خوب بازی می‌کند؛ اما شخصیتی که به او داده شده به خودی خود محدودیت‌هایی دارد. حضور کاراکتر محمود به عنوان یکی از اهرم‌های فشار به زندگی ناهید برای انجام اعمال خلاف قانون و کشتن چندین زن نمی‌تواند انگیزه‌های قوی‌ای را برای مخاطب ایجاد کند. در واقع مخاطب نمی‌تواند به درستی درک کند که میزان تنهایی و سختی‌هایی که ناهید کشیده است تا چه اندازه به انگیزه‌های انجام چنین جنایت‌هایی می‌انجامد.

درونمایه و پیام فیلم

تماشای طلاخون برای مخاطب ایرانی از این جهت قابل توجه و قابل توصیه است که مخاطب باید با جنبه‌های پنهان فوران خشونت و شکل‌گیری جنون‌آمیز جنایت آشنا باشد. هیچ انسانی به ذات قاتل و جانی به دنیا نیامده است و ناهید قصه به خوبی این احساس را به مخاطب القا می‌کند.

فیلم در درونمایه خود می‌کوشد از مخاطب نسبت به شخصیت‌ها ترحم بگیرد. این تلاش گاهی موفق است و گاهی به زیاده‌روی می‌انجامد. سکانس‌هایی مانند ترکیب رفتارهای ناهید در مواجهه با دو دخترش در شب تولد دخترش و هجوم ناگهانی پلیس به خانه او صحنه‌هایی را رقم می‌زند که مخاطب را به تأمل وا می‌دارد.

نگاهی به واقعیت تاریخی

فیلم برداشتی از زندگی اولین قاتل زنجیره‌ای زن ایرانی است. مهین قدیری که سال 1396 مستندی با نام «مستند مهین» از روی زندگی او ساخته شد، نخستین قاتل زنجیره‌ای زن ایران بود که متهم به قتل پنج زن و یک مرد شد. او صاحب دو فرزند بود و زندگی بسیار عادی و معمولی داشت. این تضاد میان زندگی عادی و اعمال وحشتناک همان چیزی است که فیلم سعی دارد آن را کاوش کند.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

طلاخون با وجود نواقصی که در ساختار روایی و حفظ تعلیق دارد، تجربه‌ای متفاوت در سینمای جنایی ایران است. انتخاب زاویه روایی از منظر خانواده قاتل، پرهیز از خشونت تصویری، و بازی‌های درخشان بازیگران از جمله نقاط قوت این اثر به شمار می‌روند.

تماشای این فیلم به دلیل پرداختن به یک معضل اجتماعی بزرگ و طرح پرسش‌های اخلاقی پیچیده ارزشمند است. فیلم به ما یادآوری می‌کند که جنایت محصول شرایط اجتماعی، روانی و خانوادگی پیچیده است و نمی‌توان آن را تنها به شر ذاتی انسان نسبت داد.

طلاخون شاید برای کسانی که انتظار یک اثر جنایی پرتعلیق و هیجان‌انگیز دارند، چندان جذاب نباشد؛ اما برای مخاطبانی که به دنبال فیلمی با نگاهی انسانی و جامعه‌شناختی به پدیده جنایت هستند، می‌تواند اثری قابل تأمل باشد. این فیلم نشان می‌دهد که سینمای ایران در حال آزمودن راه‌های جدیدی برای پرداختن به موضوعات تلخ اجتماعی است – راه‌هایی که شاید هنوز به بلوغ کامل نرسیده‌اند اما امیدوارکننده هستند.

movie-pic

مشاهده بیشتر

مدیریت

لورم ایپسوم یا طرح‌ نما به متنی آزمایشی و بی‌معنی در صنعت چاپ، صفحه‌آرایی و طراحی گرافیک گفته می‌شود.لورم ایپسوم یا طرح‌ نما به متنی آزمایشی و بی‌معنی در صنعت چاپ، صفحه‌آرایی و طراحی گرافیک گفته می‌شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا